سيد على اكبر برقعى قمى

26

كاخ دلاويز يا تاريخ شريف رضى ( فارسى )

بمناسبت اينكه بيگانگان در شئون زندگانى ايشان دخالت نكنند خلفا شريفترين افراد آن عائله را نقيب و سرپرست ايشان ميكردند تا به كارهاى ايشان رسيدگى نمايند و مهمات ايشان را كفايت كنند لكن تنها منظور خلفا اين نبود بلكه از آن كار منظور مهمترى داشتند تو گوئى ميخواستند به اين كار عشيره پيغمبر را هميشه خاموش و آرام نگاه دارند به حكم اينكه عشيره مانند زادگان پيغمبر كه خود را از هر كس براى خلافت لايقتر ميدانستند بخصوص از آن روزيكه خلافت تغيير شكل داد و به صورت سلطنت در آمد براى ايشان بهانه خوبى بود كه بر خلفا بشورند و همواره بنيان خلافت را بلرزانند و ميدانيم بمناسبت احترامى كه بر دين مينهادند و علاقهء كه يحق و حقيقت اظهار ميكردند بمحض اينكه يكتن از ايشان جنبش ميكرد گروهى از مردم بجنبش مىآمدند و در نتيجه كار بجنگ و كارزار ميكشيد و با حرارت و گرمى هر چه تمامتر در ميدان جنگ كشته ميشدند و زمينه نهضت و جنبش ديگرى را فراهم ميكردند . خلفا براى آرام نگاه داشتن ذريه پيغمبر شريفترين و بزرگترين ايشان را منصب نقابت دادند تا بدين وسيله از شورش و جنبش ايشان جلوگيرى كنند هر چند اين كار در شمار وظائف نقباء نبود لكن ميدانيم از همه وظايف مهمتر بود بارى براى نقيب وظايفى معين ميكردند از جمله بامور ذريه پيغمبر رسيدگى نمايند و نسبهاى ايشان را ضبط كنند و مواليد و متوفيات و شماره زندگان ايشان را در دفتر ثبت نمايند و از كارها و شغلهاى پست كه با شئون و با شرافت ايشان سازگار نباشد جلوگيرى كنند و ميان ظالم و مظلوم ايشان حكم نمايند و پسران ايشانرا زن دهند و دخترانشان را شوهر دهند و نگذارند كه با غير همسران ازدواج نمايند و سهامى كه از غنيمت و سهم ذوى القربى دارند دريافت كنند و ميان ايشان قسمت نمايند و غير اينها از شئون و وظائفى كه بر عهده نقبا بود . رسم خلفا بر اين بود كه عهدنامهء مينوشتند و در آن وظايف نقيب را قيد